قدرت ارتباطات در جنگ ترکیبی

چند اصطلاح و تعریف اولیه از جنگ ترکیبی

در ابتدای کتاب قدرت ارتباطات در جنگ ترکیبی، نویسنده به چندین تعریف از این مفهوم نوظهور اما پرکاربرد اشاره می‌کند:

جنگ ترکیبی پدیده جدیدی نیست، اما به دلیل توسعه بسترهای دیجیتال و مجازی در دوران جدید ابعاد نوپدیدی پیدا کرده و اهمیت استفاده از ابزارها در جنگ ترکیبی افزایش یافته است، به شکلی که ابزارهای جدید قدرتمندتر شده و هزینه‌های استفاده از آن کاهش یافته است.


جنگ ترکیبی، به عبارتی ترکیب تهدیدات منظم و نامنظم با استفاده از فناوری‌های ساده و پیچیده به همراه طراحی و اجرای غیرمتمرکز است(نظری‌زاده و دیگران، ۱۳۹۵) و به‌رغم اهمیت جنگ ترکیبی، اما هنوز وجوه آن به طور کامل تبیین نشده و نظریه‌پردازی در این زمینه در مجامع علمی و اتاق‌های اندیشه ادامه دارد.
یکی از رایج‌ترین تعریف‌ها درباره جنگ ترکیبی از سوی فرانک هافمن در سال 2007 در مقاله‌ای با عنوان «منازعات در قرن 21؛ ظهور جنگ‌های ترکیبی» استفاده شده است. به عقیده او جنگ هیبریدی به وضعیتی اطلاق می‌شود که در آن دشمن به طور«همزمان و هماهنگ» از سلاح‌های متعارف، تاکتیک‌های نامنظم، تروریسم و رفتار جنایی در فضای نبرد برای به‌دست آوردن اهداف سیاسی خود استفاده می‌کند(Chambers,2016:4).
به اذعان هافمن این اصطلاح را ابتدا رابرت واکر، یکی از تفنگداران نیروی دریایی امریکا در سال 1998 مورد استفاده قرار داده است. اگرچه توصیف هافمن از نبرد ترکیبی ناظر به استفاده همزمان از ابزارهای نظامی و غیر نظامی است، اما عبارت «نبرد ترکیبی» عمدتاً معطوف به جنبه غیرنظامی از این نوع نبردهاست.
از نظر پیندژاکروش جنگ هیبریدی شامل تلاش‌های چندلایه‌ای است که هدف آن بی‌ثباتی کشور و قطبی کردن جامعه هدف است. در جنگ کلاسیک مرکز ثقل، مادی است، در حالی‌که در جنگ ترکیبی مرکز ثقل، ایدئولوژیک است و افکار عمومی مردم هدف قرار می‌گیرد. در این شرایط نیروهای عمل‌کننده سعی می‌کنند در سیاستمداران صاحب نفوذ و تصمیم‌سازان کلیدی، به وسیله ترکیبی از عملیات سخت)نظامی) و تلاش براندازانه تأثیرگذاری نمایند( Pindjak,2015:1).
به‌رغم جدید بودن اصطلاح جنگ ترکیبی در عالم نظریه‌پردازی، اما به نظر برخی از اندیشه‌ورزانِ حوزه امنیت، نسل چهارم جنگ و روش جنگ هیبریدی در ذات خود موضوع جدیدی نیست و شاید قدمت آن به هزاران سال قبل و در نظریه‌ها و راهبرد روش جنگِ غیرمستقیم سون تزو قابل تحلیل و بررسی است(Balan,2016:322).
حمله به راهبرد دشمن؛ این جمله را سون تزو نگارنده كتاب هنر جنگ بیان می‌کند. به عقیده او، ویران‌كننده‌ترین حمله، حمله به راهبرد دشمن است. جنگ‌ها همیشه و در همه حال در شرف تغییر شکل، راهبرد، هدف و رویکرد هستند. به همین دلیل، هوشیاری همیشگی در مقابل دشمن، جزو بایدهای یک نظام مستقل و دارای دشمنان متعدد است. هیچ‌كس نمی‌تواند ادعا كند كه به تعریفی جامع، كامل و در عین حال همه‌پسند برای جنگ تركیبی دست یافته است(ریاضی و دیگران،1399).