سبد خریدتان در حال حاضر خالی است!

مقدمه کتاب «افسون اشباح»
«امروز اولویت اصلی کشور مقابله با جنگ نرم دشمن است.»
مقام معظم رهبری (دامت برکاته)
انقلاب اسلامی ایران نتیجه هزار و چهارصد سال تلاش و مبارزه و قیام ائمه اطهار (علیهمالسلام) و علما و مجاهدانی است که با خوندل خوردنهای زیاد و با جانفشانیها و جانبازیهای فراوان و با ریختن خون شهدای گرانقدری که در راه به ثمر رسیدن آن جان خود را تقدیم نمودند، به نتیجه رسید. از همان ابتدای پیروزی انقلاب جبهه جهانی استکبار برای براندازی آن تمام نیروی خود را به کار گرفت؛ از جنگ نظامی تا محاصره اقتصادی، از کودتا تا ترور و دهها توطئه دیگر که تمامی این موارد با شکست همراه بود.
دشمنان انقلاب اسلامی پس از ناکامی در این توطئهها به این نتیجه رسیدند که بهترین راه برای نابودی انقلاب اسلامی، پروژه جنگ نرم و بهکارگیری روشهایی همچون استحاله از درون است. این استراتژی در سالهای پس از دفاع مقدس و پشت سر گذاشتن بحرانهای اولیه انقلاب، با آرامی و با استفاده از نیروهای وفادار به آن و استفاده از برخی انقلابیون سابق ـ که حالا دیگر چندان وفاداری به آن آرمانهای گذشته نداشتند ـ پیگیری شد. در این میان ایجاد جبهه روشنفکران غربزده، اپوزیسیون خارج کشور و نیروهای اپوزیسیون داخل، شاکله اصلی نیروهایی را تشکیل میداد که در اتحاد استراتژیک و شبه ایدئولوژیک در تلاش برای براندازی نرم از طریق استحاله از درون بودند.
بررسی انقلابها و تحولات بزرگ در طول تاریخ نشانگر این است که برخی از افراد به ظاهر همراه و وفادار به آن انقلاب یا تحول بزرگ، پس از گذشت بنیانگذار آن انقلاب و تحول، نسبت به آن دچار تزلزل شده و به تجدید نظر در آن پرداختهاند. بررسی زندگی خیلی از این افراد نشاندهنده این است که بسیاری از آنان از همان ابتدا در صف انقلابیون واقعی نبودهاند و به آرمانهای انقلاب باور نداشتهاند و صرفاً بر اساس منافع شخصی خود با آن همراهی نشان دادهاند. برخی از این افراد هم کسانی هستند که علیرغم اعتقاد به اصول انقلاب، پس از گذر زمان و دچار شدن به رفاه و جاه و مقام از آرمانگرایی انقلابی دست شسته و به تجدید نظر در آن پرداختهاند.
نمونه بارز این افراد در تاریخ اسلام طلحة و زبیر میباشند که علیرغم پایبندی به آرمانهای پیامبر (صلیالله علیه و آله و سلم)، پس از رحلت ایشان، با آلوده شدن به مسائل مادی و گرفتار شدن در رفاه بیش از حد، از آرمانها دست شسته و با نزدیکترین فرد به پیامبر (صلیالله علیه و آله و سلم)، یعنی وصی و جانشین وی که برای پیاده کردن آرمانهای پیامبر تلاش میکرد، به جنگ پرداختند.
مسعودی صاحب «مروج الذهب» درباره آنها مینویسد: از امیرالمؤمنین در بصره بنا کرد که اکنون در سال ۳۳۲ (زمان خود مسعودی) هنوز باقی است و معروف است خانههایی در مصر که به وی اسکندریه و ثروت زیر یدش بود و پانصد هزار دینار پول نقد و هزارها چیز دیگر نیز بود، خانهای که طلحة بن عبدالله در کوفه بنا کرد و آخر و ساحت ساخت هنوز (در زمان مسعودی) باقی است و به دارالطلحه معروف است. عبدالله بن عامر خانهها، املاک، مراتع هزارها در اختیار داشت. در همه این موارد اسباب دست شدن پس از مردنش یکی و دو میلیون شتر و هزارها دینار آورده شد.
در انتهای دولت آقای هاشمی رفسنجانی مردم که تحت فشارهای اقتصادی و فضای حاکم بر سالهای منتهی به آن به دنبال چهرهای جدید بودند، آقای خاتمی را چهرهای جدید میپنداشتند که منتقد دولت آقای هاشمی میباشد و برای اصلاح اوضاع و از بین بردن فاصلهی طبقاتی آماده است، با فضاسازی ایجاد شده برای درست کردن این انگاره که دولت طرفدار کاندیدایی دیگری است و آقای خاتمی خارج از این سیستم آمده است، واقعه دوم خرداد رقم خورد.
پس از رخداد این واقعه، عدهای از عناصر انقلابی سابق با مصادره رأی مردم به افکار تجدیدنظرطلبانه خود، عملاً عنوان جریان دوم خرداد را به دست گرفتند و با تندروی و افراطیگری تمام، در صدد اجرای کردن افکار تجدیدنظرطلبانه خود برآمدند. این افراد در اشتباهی فاحش و یا تغافلی عمدی، رأی مردم ایران در دوم خرداد ۱۳۷۶ را رأی به تجدید نظر در آرمانهای بنیانگذار انقلاب اسلامی دانسته و برخی از آنها رسماً اندیشههای امام خمینی را موزههای تاریخ سپردند.
تجدیدنظرطلبان در سالهای حاکمیت دوم خرداد چنان یکهتاز میدان بودند که عرصه را بر رئیسجمهور مورد حمایت خودشان هم تنگ نمودند، به طوری که در مقاطعی ایدهی عبور از وی را مطرح کردند و اعلام کردند که وی هم اگر اهداف آنان را پیگیری نکند باید از قطار اصلاحات پیاده شود. سالهای حاکمیت دولت دوم خرداد پر است از وقایعی که نقشآفرینان اصلی آن چهرههای نامآشنا و پیشینهدار گذشتهای هستند که در تلاش بودند با به وجود آوردن وقایعی تلخ ـ که اکنون پس از گذشت سالها باید به دور از جنجال و هیاهو و به بازخوانی پرونده آن وقایع پرداخت ـ به فتح سنگر به سنگر ارکان نظام پرداخته و با حاکم شدن کامل در تمام دستگاهها به هدف اصلی خود که براندازی نرم بود، جامه عمل بپوشانند. وقایعی همچون قتلهای زنجیرهای، حادثه کوی دانشگاه، تحصن و …
در کتابی که پیش روی شماست به بررسی اجمالی مبانی فکری و اندیشهای جریان تجدیدنظرطلب، زمینههای بروز و تکوین و همچنین کنشها، دیدگاهها و اعمال تجدیدنظرطلبانه آنها پرداخته شده است. مطالب بیان شده در این کتاب بخشی از حقایق بسیاری است که باید به آنها پرداخته شود و لازم است تا تلاشهای بیشتری در این عرصه به عمل آید. به نظر میرسد فضای کنونی جامعه که از فتنه بزرگ حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم عبور کرده است، لزوم مطالعه و مباحثه هرچه بیشتر در ریشههای چنین رویدادی را بیش از پیش نمایان ساخته است و در این میان واکاوی مبانی نظری و سیر تکوین این جریان حائز اهمیت خواهد بود.
لازم است از همه عزیزانی که ما را در انتشار این کتاب یاری نمودند تقدیر و تشکر نماییم، خصوصاً از آقایان حجتالاسلام والمسلمین جلالی، دکتر رضا سراج و عبدالله گنجی که ما را از راهنماییهای ارزنده خود بهرهمند نمودند. همچنین از حضرت حجتالاسلام والمسلمین حسن محمدرضایی که با بازخوانی کتاب با ارائه نکاتی سودمند، بر غنای این کتاب افزودند، سپاسگزاریم. همچنین تلاش هنرمندانه جناب آقای محمد غضنفری در طراحی جلد این اثر شایان قدردانی است.
در پایان ذکر این نکته ضروری است که هیچ کلامی جز کلام معصوم مصون از خطا و اشتباه نیست و این مکتوب هم از این قاعده مستثنی نیست، لذا از اندیشمندان محترم میخواهیم ما را از ارائه دیدگاهها و نظرات اصلاحی خویش بینصیب نمیفرمایند. سپاسگزاریم.
امیدواریم که این تلاش ناچیز مقبول درگاه الهی واقع شود.
نویسندگان
زمستان ۱۳۸۸






دیدگاهتان را بنویسید