سبد خریدتان در حال حاضر خالی است!

تعریف مدیریت بحران
پس از تعاریف واژههای«بحران» و « مدیریت» در این کتاب، اکنون به تعاریف کلی و عام از«مدیریت بحران»میپردازیم و در بخش پَسین، به ویژگیها و انواع بحران خواهیم پرداخت. واژه ترکیبی«مدیریت بحران» درگذشته دامنه محدودی از مصادیق را شامل میشد که عمدتاً بحرانهای طبیعی،مثل سیل و زلزله و آتشسوزی را پوشش میداد. امروزه مفهوم مدیریت بحران شامل مصادیق فراوانی از حوادث طبیعی، تا حوادث دستساز بشر را شامل میگردد.مدیریت بحران، واژهای نو است کـه بهتازگی در میان اصطلاحات مدیریت راهیافته است. به بیان ساده، معنی مدیریت بحران این است که چگونه از گرفتاری میتوان خلاص شد.(باتاکاریا، ۱۳۶۴: ۲۱) مدیریت بحران مجموعه اقدامهای برنامهریزیشده در قبل، حین و پس از وقوع بحران است که باهدف پیشگیری یا مهار و کنترل بحران و از بین بردن آثار آن و برگشت به شرایط قبل از بحران صورت میگیرد.
-
مدیریت بحرانهای سیاسی اجتماعی در جمهوری اسلامی ایرانریال7.750.000
بنابراین، مدیریت بحران بر ضرورت پیشبینی منظم و کسب آمادگی برای رویارویی با آن دسته از مسائل داخلی و خارجی تأکید دارد؛ که بهطورجدی شهرت، سودآوری و یا حیات سازمان را تهدید میکنند.(چه منظور از مدیریت بحران در سطح سازمانهای کوچک و محلی باشد یا مدیریت بحرانهای سیاسی اجتماعی در سطح ملی و یا حتی بحرانهای بینالمللی).در ادبیات نظام سیاست بینالمللی، مدیریت بحران مترادف با پیشگیری حلوفصل و کاهش اثرات پدیده جنگ، میان دولتها یا سازمانهای شبهدولتی میشود.کار مدیریت بحران این است که بررسی کند، بحرانهای که زاییده دست بشر است، چرا اتفاق میافتند و چگونه میشود از بروز آنها پیشگیری کرد؟ و پس از وقوع، چگونه میتوانیم از گسترش آنها جلوگیری کنیم، زیرا بحرانهای دستساز، برخلاف بحرانهای طبیعی مثل زلزله میتواند اتفاق نیفتد، زیرا نه گریزناپذیرند و نه سرنوشت، آنها را مقدر کرده است،(انگناس و میتراف،۱۳۸۱ :۵۱)به دیگر سخن مدیریت بحران، علمی،کاربردی است که بهوسیله مشاهده سامانمند بحرانها و تجزیهوتحلیل آنها، در جستجوی یافتن ابزاری است که بهوسیله آنها بتوان از بروز بحرانها، پیشگیری نمود و یا در صورت بروز آن، در خصوص کاهش اثرات، بحران و بهبودی اوضاع اقدام نمود.دبیرخانه راهبرد بینالمللی برای کاهش خطرات بلایای طبیعی سازمان ملل متحد، مدیریت بحران را روند نظاممند بهکارگیری تصمیمات مدیریتی، سازماندهی، تقویت مهارتهای عملیاتی، بهمنظور تدبیر سیاستها، اتخاذ راهبردها و کاهش پیامدهای زیانبار ناشی از مخاطرات طبیعی بلایای مرتبط با عوامل زیستمحیطی و فنّاورانه، میداند. مدیریت بحران از سه مرحله اصلی تشکیلشده است که عبارت است از، مدیریت قبلِ بحران، حین بحران، و بعد از وقوع بحران(مرادی،۱۳۹۱: ۲۲)در ادبـیات سـیاسی، مدیریت بـحران به دو معنی متفاوت موردبحث قرارگرفته اسـت، یکی بـر رفتار شرکتکنندگان و شناسایی سازوکارهایی(زاهد، و سلطانی فر،۱۳۸۸: ۴۰)که دولتها برای رویارویی با فشار به کار میگیرند، اشاره دارد و دیگری،مربوط بـه رفـتار میانجی گران، بهویژه قدرتهای بزرگ و سـازمانهای بینالمللی بـرای جلوگیری از بالا گرفتن بـحران و یـا کاهش شتاب بحران،در میان دولتهای درگـیر است.(تاجیک ،۱۳۷۹: ۵۸)

مدیریت بحران در سطح ملی و مواجهه با شورشهای درونمرزی وقومی، شامل تمام اقداماتی است که یک دولت برای پیشگیری و مقابله با شورش انجام میدهد. در این روند مدیریت بحران به تأثیرگذاری بر افکار عمومی[1] و ذینفعها[2] وبر روابط عمومی[3] متمرکز مـیشود. بخشی از مـدیریت- هر نوع- بحران؛ به پیشبینی و پیشگیری از وقوع بحران ارتـباط دارد کـه قـبل از وقوع بحران مطرح میشوند و قسمتی از آن به بحرانهای جاری و حل و مداخله در آنها مربوط میشود که در هنگام وقوع بحران اهمیت مییابد و بخشی از آن نیز به بـعد از وقـوع بـحران و برنامههای سالمسازی و اقدامات اصلاحی مربوط میشود(ناصحی فر،۱۳۸۰ :۳۴) در مدیریت بحران، علاوه بر شناسایی فرایند بحران(تشخیص عـلائم بـحرانزا، پیشگیری از بحران، آمادگی برای بحران، تحلیل پیامدهای بحران و ارزیـابی بـحران)و درک مفاهیم مـرتبط؛ مهارتهایی هـمچون تـشخیص میزان آسیبپذیری، توانایی تشخیص و تفاوت بـین انواع بحرانها و مهارتهای موردنیاز هرکدام و توانایی شناسایی نیازهای اطلاعاتی و منابع برای موقعیت بحران نیز آمـوزش داده مـیشود. در نگاه «مدیریت جامع بحران» توجه به همه انواع تهدیدات اعم از طبیعی، انسانساز و جنگی، همه ابعاد یک تهدید(اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و امنیتی،) کلیه مراحل مدیریت بحران(پیشگیری تا بازسازی)همه سطوح برنامهریزی(سیاستگذاری و برنامهریزی راهبردی تا برنامهریزی عملیاتی)هماهنگی کامل بین سازمانها الزامی است(اسکندری ،۱۳۹۲ :۴۲).قانون تشکیل سازمان مدیریت بحران کشور «مدیریت جامع بحران» را، چنین تعریف نموده است. مدیریت جامع بحران، عبارت است از فرآیند برنامهریزی، عملکرد و اقدامات اجرایی، که توسط دستگاههای دولتی، غیردولتی و عموماً پیرامون شناخت و کاهش سطح مخاطرات،صورت میپذیرد. به لحاظ روش نیز میتوان گفت که مدیریت بحران شامل روشهای«ایجابی»و روشهای«سلبی»است(تاجیک، ۱۳۸۳: ۵۱) مدیریت بحران، بستری جهت نمایش هنر و قدرت نخبگان سیاسی است، و هنر فهم و درک این نکته مهم است که چه زمانی در جستجوی یک بحران باشیم و چه زمانی از آن دوری جوییم (تاجیک، ۱۳۷۹ :۸۵)زیرا بحران دارای دو چهره مثبت و منفی است. در بسیاری از مواقع مدیران توانمند و دوراندیش میتوانند از بحران برای ایجاد از فرصتهای جدید استفاده کنند. بحران از منظر روششناسی در عرصه فرهنگ و نظریهپردازی، موجب حرکت و پویایی است و با بروز آنها انگیزه و تلاش جهت دستیابی به الگوهای جدید فراهم میشود(کاظمی ،۱۳۶۶ :۵۱) مدیریت بحران بهمنزله یکرشته علمی، بهطورکلی در حوزه مدیریت استراتژیک قرار میگیرد و بهطور خاص به مباحث کنترل استراتژیک مرتبط میشود(Mitroff and Shrivastava; 1978 : 60) جمعبندی مباحث پیشین نشان میدهد،که مدیریت بحران، ترکیبی از علم و هنر است؛ مدیریت هنر است اما مدیران با آگاهی و علم بیشتر بهتر میتوانند کار کنند؛ همین آگاهی سازمانیافته- ابتدایی یا پیشرفته دقیق یا غیردقیق -به میزان سازمانیافتگی و شرایط خود دانشی را پدید میآورد(حسینی،۱۳۸۷ :۳۴) ازاینرو مدیریت بهعنوان یک عمل، و هنر محسوب میشود اما آگاهی سازمانیافتهای که زیرساخت عملِ مدیران است؛ دانش شناخته میشود در چنین زمینهای دانش و هنر مکمل یکدیگرند پس مدیریت بحران هم دانش است و هم هنر، مدیریت مؤثر یک هنر است که از دانش زیر بنایی مدیریت استفاده میکند(همان :۳۵) با توجه به نکات و توضیحات پیشگفته، تعریف این پژوهش از مدیریت بحران عبارت است از توانایی پیشگیری و برنامهریزی برای غلبه بر جنبه منفیِ«دوگانههایِی»مانند «سود و زیان» «درستی و نادرستی» «سلامتی و بیماری» «آرامش و ناآرامی» «همگرایی و واگرایی» و« شکست و پیروزی» «صلح و جنگ» «امنیت و ناامنی»در راستای تثبیت، بازگشت، و استمرار جنبههای مثبت آنها. این تعریف درواقع، مخرج مشترکی از همه تعاریف مدیریت بحران است که شامل همه انواع بحران کوچک و بزرگ، اعم از اقتصادی سیاسی فرهنگی اجتماعی ملی و بینالمللی است.
[1] -Public Image
[2] -Stakeholders
[3] -Public Relation






دیدگاهتان را بنویسید