سبد خریدتان در حال حاضر خالی است!

نسبت جنبش عدالتخواه و محمود احمدی نژاد
اعضای جنبش عدالتخواه دانشجویی هیچگاه به وجود جریان انحرافی اعتقاد نداشته و در مواردی که نسبت به محمود احمدینژاد انتقادی وارد میدانند، انتقاد را به کنشهای سیاسی احمدینژاد نسبت میدهند. از دید جنبش، احمدینژاد فردی پاکدست، سالم، مؤمن و انقلابی است که تنها به دلیل عملکرد غلط نظام و ظلمهایی که نسبت به او انجام شده، مردم از وجود او و خدماتش محروم شدهاند!
-
عیار یک جنبشریال3.300.000 -
روایت انحرافریال11.050.000
دراینباره سعید زیباکلام میگوید:
«از قوه عادله و سایر نهادهای ذیربط باید پرسید ما چه هنگام میتوانیم عدالتخواهی کنیم بدون اینکه متهم به احمدینژادی بودن شویم؟ […] آخر این چه سیاست منحط قرونوسطایی است؟ فکر نمیکنید دیر یا زود این حنا رنگ میبازد و مردم به ریشتان میخندند؟ ما از این حناها در زمان آن ملعون دستنشانده کم ندیدهایم: به امام و به کل جریان فوقالعاده شجاعانه و شهادتطلبانه مجاهدین خلق[1] (نه این جنایتکاران خائنی که نام آن میراث را سرقت کردند) میگفتند مارکسیستهای اسلامی تا شاید مردم را از هر دو جریان منعزل و جدا کنند […] احمدینژاد چند گناه کبیره نابخشودنی ابدی دارد و آن اینکه در برابر بیتالمال مطلقاً از هیچ قدرت و رجلی نمیهراسد و باکی ندارد.[2] زیرا به هیچ یک از اعضای دربار زر و زور و تزویر باج سبیل نمیدهد».[3]
«حامد رضایی» در کانال تلگرامی مکتوبات مینویسد:
«احمدینژاد شخصیتی جهانی است. یک عدالتخواه با شهرتی جهانی و بهشدت محبوب در میان استکبارستیزان و مستضعفان عالم. شاید در میان پابرهنگان و مستضعفان دنیا هیچ سیاستمدار ایرانی چون احمدینژاد شناخته شده نباشد. او در دوران ریاستجمهوریاش توانست ثابت کند که از جنس مستضعفین است و در سطح بینالملل پروژهای ندارد جز احقاق حقوق پایمال شده مغضوبین سرمایهداران زالوصفت. او توانست برادری خود را به پابرهنهها اثبات کند هرچند شاید در عمل آنچنانکه خود میخواست موفق نبود».
در انتخابات ریاست جمهوری 1396 نیز جنبش عدالتخواه دانشجویی همراه با محفل صدق و جریان انحرافی برای تأیید صلاحیت محمود احمدینژاد و حمید بقایی دستبهقلم برده و خطاب به شورای نگهبان قانون اساسی مینویسند:
«نگرانی و تلاش از سوی اشراف سیاسی چپ و راست برای حذف آقای احمدینژاد و نمایندهی ایشان توسط شورای نگهبان، در حالی است که تقریباً کلیهی رسانههای عمومی کشور از جناحهای مختلف و با بودجههای میلیاردی در چند سال اخیر کمرِ همت به تخریب دکتر احمدینژاد و دولت نهم و دهم و خط فکری ایشان بسته، و بدون وجود هرگونه معارضی از زدنِ هیچ اتهامی به ایشان فروگذار نکردهاند، و قاعدتاً ایشان باید آنقدر بین مردم منفور شده باشد که شکستِ سنگینی در انتخابات در انتظارش باشد؛ اما این تلاطمها و تلاشهای سنگین خبر از این میدهد که تحلیل و پیشبینی این فرد شاخص جریان اصولگرا و دیگر اشرافِ سیاسیِ کشور نیز همین است که در صورتِ حضورِ آقای احمدینژاد یا نمایندهی ایشان در انتخابات، ارادهی ملت بر انتخابِ این خط فکری و اجرایی تعلق خواهد گرفت، و باید قبل از مرحلهی صندوقِ رأی جلوی آنرا گرفت».[4]
پس از احراز نشدن صلاحیت محمود احمدینژاد و حمید بقایی، «هاتف خالدی» در کانال تلگرامی مکتوبات نوشت:
«صحنه هر روز روشنتر از دیروز میشود. احمدینژاد ابتدا نهی و سپس با دست رد شورای نگهبان از رقابت در انتخابات منع میشود. سازوکار جمنا به شکلی کاریکاتوروار و مضحک شکل میگیرد و بعد از روزها نشستهای نمایشی و جلسات و رأیگیریهای تزیینی، دو نفر را بهعنوان نامزد نهاییاش انتخاب میکند. انتخابی که حتی یک نفر از آنها (آقای رئیسی) حاضر به رفتن زیر نام این تشکیلات نمیشود […] صحنه روشن است. جمهوری اسلامی وارد دوران پسا انقلاب شده است. آنچه به نظر میرسد کار انقلاب با حزباللهیها تمام شده و صحنه به نفع غربگرایان و لیبرالها بازآرایی شده است. حالا باید منتظر ماند تا روحانی به آنچه که در آخرین دقایق مناظره سومش روی آنتن وعده داد عمل کند. برجامهای بعدی در راه است».
اعضای جنبش در واقع عدم احراز صلاحیت محمود احمدینژاد در انتخابات ریاست جمهوری 1396 را نشانهای از دخالت مستقیم و غیرقانونی رهبر معظم انقلاب اسلامی در انتخابات و مهندسی انتخابات دانستند. همچنین این مسئله را نشانهای بر پایان انقلاب اسلامی خواندند. امری که «وحید یامینپور» در برنامه «جهان آرا» شبکه افق و در گفتگو با یکی از اتباع ترکیه به نام «ضیا ترکیلماز» [5] بر آن پافشاری نمود.
اما حمایت اعضای جنبش عدالتخواه دانشجویی از جریان انحرافی به موارد فوق محدود نمیماند. آنها از «بستنشینی» محمود احمدینژاد و یارانش و هجمههای احمدینژاد علیه قوه قضائیه حمایت کرده و برای آزادی حمید بقایی و چهرههای شاخص بازداشت شده جریان انحرافی دستبهقلم بردند. در این راستا هادی مسعودی مینویسد:
«از اینجای ماجرا به بعد (اشد مجازات برای بقایی بدون اثبات، بدون شفافیت، بدون دادگاه علنی، بازداشت مشایی، بازداشت فعالین رسانهای حامی احمدینژاد چون داوری و غلباش و حیدری و …) کنشها و واکنشها ارتباط وثیقی با شرافت و آزادگی دارد. همه مدعیان عدالتخواهی و دینداری و انقلابیگری که نسبت به این فجایع ساکتاند و بیتفاوت، در این ظلم واضح و تاریخی شریکاند، همه».[6]

«اسد زم» نیز در کانال تلگرامی مکتوبات مینویسد:
«داستان مقاومت بقایی را هر گوشه دنیا، به هر مردمی با هر رنگ، فرهنگ، و دینی که بگویی، تحسینش میکنند. چرا که ایستادگی در برابر ظلم و زور، سنگ بنای هویت انسانی است. مقاومت بقایی قتل نفس نیست، سرود زندگی است. اگر که زندگی را فقط همان دم و بازدم حیوانی ندانیم. آنچه بقایی میکند در توان همه ما نیست. اما اگر یک صدم آن نیز سرمشق ما بشود، و در مقابل ظلم و بیعدالتیهای روزمره مقاومت کنیم، شاید دستگاه فساد و اشرافیتی که میرود همه چیز را ببلعد، یک روز هم دوام نیاورد».
[1] تمجید سعید زیباکلام از مجاهدین خلق، شاهدی برای انحراف عقیدتی و سیاسی اوست.
[2] محکومیتهای نزدیکان احمدینژاد به دلیل ارتکاب جرائم مالی این ادعای سعید زیباکلام را رد مینماید.
[3] سایت خبری فردا، بهمنماه 1396.
[4] کانال تلگرامی رویش، 30 فروردینماه 1396. این نامه را افرادی مانند «حسین شهبازیزاده» دبیر سابق جنبش عدالتخواه دانشجویی امضا کردهاند.
[5] همنام با رأس حلقه صدق.
[6] کانال تلگرامی اقلیت.






دیدگاهتان را بنویسید